بابا صفرى
293
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
آنكه بزرگ شد به خدمت سپاهيگرى در ارتش ترك درآمد و در حمله به تبريز نيز شركت نمود . ما يك بار ديگر نيز گفتهايم كه وطن مقدسترين امر ، بعد از معتقدات مذهبى ، براى هرفرد انسانى است و كمتر كسى در جهان ميتوان يافت كه با وجدان صريح و روشن درصدد خيانت بر آن برآيد . على بيگ هم مثل هر ايرانى پاكسرشت در درون خود علاقهء شديدى نسبت بايران و آذربايجان حس ميكرد و با آنكه سالها از آن دور و با بيگانگان محشور و مأنوس بود نميتوانست شكست سپاه و اضمحلال ميهن آبا و اجدادى خود را به چشم به بيند و نسبت بدان حتى بىتفاوت بماند . اين بود كه با استفاده از تاريكى شب اسب خود را از بيراهه بتاخت آورد و با تمام نيرو خويشتن را باردوى در خواب فرو رفتهء ايرانيها رسانيد و فرمانده سپاه را از ماجرى خبردار كرد . اينان بسرعت اردوگاهها را جمع كرده آمادهء كارزار شدند و صفهاى خود را با آرايش جنگى مرتب ساختند و چون دشمن فرا رسيد با نقشههائى كه داشتند بر آن تاختند و در فاصلهء چند ساعت آنها را از پاى درآوردند . با اين فتح كه مرهون جوانمردى على بيگ بود عثمانيها از آذربايجان بدر رفتند و درصدد عقد معاهدهء صلح با پادشاه صفوى برآمدند . اردبيل از حمله و سقوط و تخريب نجات يافت و مقبرهء شيخ صفى الدين باز برجاى خود استوار ماند .